مدح و منقبت حضرت معصومه سلاماللهعلیها
شبیه ذره از خورشید میگیرم صفاتم را و قطرهقطره از حوض حرم آب حیاتم را گـذشـتم از خـیـابان ارم تا صحـن آئـینه که من در آسـتـانش دیدهام راه نجاتم را و دارم یادگاری از رواق هر شبستانش کمیل و آل یاسین، ندبه و عهد و سماتم را همینکه باز بالاسر زیارتنامه میخواندم ورق میزد زمان در من کتاب خاطراتم را محرمها حرم با دستهها «چل اختران» بود و زنی با اشکهایش باز میآورد ماتم را طواف آخرم دور ضریحش بود و بعد از آن... چه پایانی خوشی، در این حرم دیدم وفاتم را |